ملی! ملی! ملی!
من فوتبل می دیدم. امروز ایران بیشتر انرژی داد! آنها مجلل هستاند! حالا نیم است. پیروزی از ملی!
ملی! ملی! ملی!
من فوتبل می دیدم. امروز ایران بیشتر انرژی داد! آنها مجلل هستاند! حالا نیم است. پیروزی از ملی!
یکشنبه
دیروز، شنبه، من در اسیاب بادی رفتم. دستِ من و یک بچگی او و مردِ او به من رفتند. در هلندی خیلی آب است، هرجا برفت، آب. هرجا بدود، آب! در شیندم اسیاب بادی های قادیمی بزرگترین هستند.
امروز من با خانهِ من خواهم رفت. من تورکی دوست دارم.
هر وقت من فوتوِ فتیما بدوم بیشتر او عشق دارم.
هواپیما و هلندی
من هواپیماها دوست دارم! امروز من امستردم می روم. من این در هواپیما می نوستم! پس از امستردم من با شیندم به راه اهن می روم. یک دوستِ من در هلندی ۱۵ سال زند. او دو بچه دارد. من دو روز خواهم بود. اما ما دو روز خیلی خوب خواهیم کرد!
در هواپیما انها سندویچِ پنیر و خیار با من دادند. این سنویچ خیلی خوب بود. این زن چهر بیشتر سندویچ دارد. او یک با من داد. من این در راه اهن خواهم خرد.
گیتارِ من
امروز من گیتار می نوارده هستم. من گیتارِ من دوست دارم و هرروز من او نوازدم. مدار و پدرِ من از زادروز بیست و یکمِ من گیتار با من دادند. هر وقتیکه اورا بنوازدم بیاد انها می فتم.
فارسی کامپیوتر!
این هفته خوب است. من فزارِ کامپیوتر نو خریدم. او فارسی را درس می دارد و خیلی خوب است! امشب در تکسیم موزیک است و دانشجوها من انجا برفتم خواهند. دانشجوها موزیک خواهند کرد.