17 June 2006

ملی! ملی! ملی!


من فوتبل می دیدم. امروز ایران بیشتر انرژی داد! آنها مجلل هستاند! حالا نیم است. پیروزی از ملی!

17 May 2006

یکشنبه


دیروز، شنبه، من در اسیاب بادی رفتم. دستِ من و یک بچگی او و مردِ‌ او به من رفتند. در هلندی خیلی آب است، هرجا برفت، آب. هرجا بدود، آب! در شیندم اسیاب بادی های قادیمی بزرگترین هستند.
امروز من با خانهِ من خواهم رفت. من تورکی دوست دارم.
هر وقت من فوتوِ فتیما بدوم بیشتر او عشق دارم.

هواپیما و هلندی


من هواپیماها دوست دارم! امروز من امستردم می روم. من این در هواپیما می نوستم! پس از امستردم من با شیندم به راه اهن می روم. یک دوستِ من در هلندی ۱۵ سال زند. او دو بچه دارد. من دو روز خواهم بود. اما ما دو روز خیلی خوب خواهیم کرد!
در هواپیما انها سندویچِ‌ پنیر و خیار با من دادند. این سنویچ خیلی خوب بود. این زن چهر بیشتر سندویچ دارد. او یک با من داد. من این در راه اهن خواهم خرد.

05 May 2006

خانهِ من


سلام، خانهِ من دوست دارم. اپارتمانِ من در کنار بزارِ غذا بزرگ است. نیز، اپارتمانِ من در کنار مرتع و بسیار درخت است. بین در میان در اتاقِ من یکم . او کوچک اما اسان پاک کرد است.

دیروز من یک چیزیِ دلنستگی دیدم. مرد و اسب راه می روده اند. مرد میوگها بفروش می روده اند. این عکس دیدید.

30 April 2006

گیتارِ من


امروز من گیتار می نوارده هستم. من گیتارِ من دوست دارم و هرروز من او نوازدم. مدار و پدرِ من از زادروز بیست و یکمِ من گیتار با من دادند. هر وقتیکه اورا بنوازدم بیاد انها می فتم.

28 April 2006

فارسی کامپیوتر!


این هفته خوب است. من فزارِ کامپیوتر نو خریدم. او فارسی را درس می دارد و خیلی خوب است! امشب در تکسیم موزیک است و دانشجوها من انجا برفتم خواهند. دانشجوها موزیک خواهند کرد.

20 April 2006

موزه


سلام، این هفته خیلی مهیج است! مدرِ جص با استانبول آمد. شنبه ما موزه باستان شناسی رفتیم. من ان موزه دوست دارم، انجا برگزیدهِ من در استانبول است. در حقیقت، انجا دو موزه است. موزه باستانی، انجا بسیار مجسمهِ شاه از بین النهرین درد. موزه بزرگ چیز از کشور یونان باستانی درد.